
پیش کشی به مردمان غزه و سودان که در تباهی عصر ظلمت، حیاتِ گرانقدرشان در دستانِ جسدمعاشان حکام دموکراسی به اسارت درآمده است. باشد تا موعود زمان فرارسد و دژخیمان و آنچه که نیرنگ باطلاشان است رُسوا و حق با تمامی خلوص وحشتش بر آگاهی آسودهی ما تزلزل به بارآورد_مترجم
«در این جُستار امید آن دارم تا نشان دهم که سیاستِ د مقیاسِ کلان (بخوانید: نسلکشی) امری بهشدت انسانی است و لذا روانشناختی نیز هست. روانشناسی بیشک چیزهای فراوانی برای عرضه به پژوهش تاریخی و علوم سیاسی دارد، زیرا تاریخ، سیاست است و سیاست خودْ روانشناسی است. روانشناسان نبایستی از فرایندهای بزرگ هراسی در دل بیافکنند. مادامیکه در دنیای جهانیسازی معاصر صرفاً بر سطح فردی تمرکز میکنیم، این خطر نیز وجود دارد که خود و استدلالهایمان را در بحثهای اجتماعی بیاهمیت و فاقد اثرگذاری گردانیم. اگر روانشناسی میخواهد فراتر از تسکینِ رنجِ خصوصی افراد نوعی در پشت دیوارهای عایقِ صوتیِ کلینیکها عمل کند، بایستی چشمانش را نه فقط بر اجتماعیبودنِ انسان، بلکه همچنین بر «انسانیبودنِ امر اجتماعی» و «جنبهٔ اجتماعی–روانشناختیِ نظامهای اجتماعی» نیز بگشاید. این جستار نمونهای بارزی از چنین رویکردی است. بنده پیوندِ روانـسیاسی میان دموکراسی و نسلکشی را بررسی خواهم کرد؛ هم از طریق ترسیم روابط تاریخی و نظاممند، و هم با واکاوی تعامل خطرناک میان رژیمهای خشونتمحور و همتایان دموکراتیکشان. بدیهی است که نسلکشی فرایندی عظیم در عرصهٔ تاریخ و سیاست است، اما این بدان معنا نیست که رویدادی عمیقاً روانشناختی در تاریخ بشریت نباشد.»
یوهانس لانگ
