پیش‌گفتارِ مترجمِ فارسی

در جهانی که مرزهای انسان دیگر نمی‌توانند حدود سیاست را تعیین کنند، هیلان بنسوسان ما را به ساحتی فراانسانی فرامی‌خواند؛ جایی که سیاست دیگر نه بر محور قراردادها و معاهداتِ انسانی، بلکه بر بنیاد هستی‌های گوناگون – انسانی، ناانسانی، فناپذیر، تکنولوژیک و شبح‌وار – شکل می‌گیرد. در جستارِ احزابِ کیهان‌سیاسی، بنسوسان از ما می‌خواهد تا سیاست را نه به‌منزله‌ی اداره‌ی و تفوق فرامینِ امر انسانی، بلکه به‌مثابه‌ی پاسخ‌دادن به دعوت جهان به‌منزله‌ی عرصه‌ی کیهانی بازاندیشی کنیم. کیهان‌سیاست در اینجا، به تعبیر او، نه صرفاً ماحصل جهانی‌سازی، بلکه عرصه‌ی کیهانی-هم‌زیستانه است؛ به معنای سیاستی که به صداها و اشکال هستی‌ای گوش می‌سپارد که تاکنون از میدان گفتار حذف گشته‌اند: سنگ‌ها، رودها، داده‌ها، ماشین‌ها، ارواح، حیوانات، حافظه‌ها. این سیاستِ کیهانی، فی‌الواقع نوعی هم‌زیستی ناهم‌زمان است؛ جایی که آینده و گذشته، امر زنده و مرده، امر طبیعی و مصنوعی، همگی در عرصه‌ی مشترک حضور دارند و در حال گفت‌وگویی هستند که هیچ مرکز انسانی آن را داوری نمی‌کند و یا توسط آن به حاشیه رانده نمی‌شود. تفاوت عمده‌ی‌ که بنسوسان افق آن را ترسیم می‌کند، تفاوت میان سیطره‌ی کلان‌سیاسی و عرصه‌ های کیهان‌سیاسی است که حول دو محور اصلی یعنی گسترش سرمایه و دامن‌گیر شدن نیهیلیسم_عصر کلایی‌شدن‌ها و عصر خطر_ است. کلان‌سیاسی همان جریان‌های موسوم به چپ و راست می‌باشد که تمامی احزاب را در نوردیده و آن‌ها را سازمان‌دهی کرده‌ است. این درحالی است که افق تمامی این احزاب در نسبت با جهت‌های کلان‌سیاسی یا آینده‌گرا هست یا فاجع‌گرا، بدین معنی که در نسبت با دو محور اصلی(سرمایه و نیهیلیسم) یا باور به واپس‌روی به‌سوی احیای شبح گذشته‌ی ازدست‌رفته‌ی تاریخ را دارند(فاجع‌گرا) و یا معتقد به ظرفیت‌ها و امکان‌های رهایی بخش در بطن خود این جریان‌ها هستند که عموما آینده‌گرا نامیده می‌شوند. بنسوسان از «حزب» (party) سخن می‌گوید نه به‌معنای نهاد سیاسی، بلکه به‌منزله‌ی گردهم‌آیی نیروها؛ یا تشکل‌هایی کیهانی که در آن تفاوت‌ها مجال بروز می‌یابند. هر حزبِ کیهانی یک نحوه‌ی بودن است، نه صرف یک سازمان. و هر نحوه‌ی بودن، درعوضِ بازنمایی جهان، بر افق‌های آن می‌افزاید – همان منطق «addition» که در آثار دیگر بنسوسان نیز محور اندیشه‌ای اوست. در فلسفه‌ی بنسوسان، addition به معنای ساده‌ی ریاضی (افزودن عددی به عدد دیگر) نیست، بلکه نوعی منطق هستی‌شناسیِ افزوده است — منطقی که با حضور، بازنمایی، یا بازتاب سروکار ندارد، بلکه با اضافه‌شدن چیزها به جهان سروکار دارد، بی‌آنکه این چیزها الزاماً درون نظمی از پیش تعیین‌شده بگنجند.او در کتابMemory Assemblages: Spectral Realism and” the Logic of Addition” می‌نویسد: افزودن، گسترش هستی نیست، بلکه وارد کردن آن چیزی است که هرگز قرار نبود در شمار هستنده‌ها بیابد. منطق افزوده برای بنسوسان جایگزینی است برای منطق سنتیِ هویت و بازنمایی.در منطق کلاسیک، چیزی یا «هست» یا «نیست»؛ و اگر هست، باید در چارچوبی از طبقه‌بندی‌ها و مفاهیم جای گیرد.اما بنسوسان می‌گوید: جهان همواره بیش از آن است که بتوان آن را در این قالب‌ها گنجاند.بنابراین، addition یا افزوده لحظه‌ای است که چیزی بی‌دعوت، بی‌تناسب، و بی‌جا وارد صحنه‌ی هستی می‌شود — مثل خاطره، شبح، یا صداهای خاموشِ زمین. این ورود، نه تصادفی است و نه تابع قانون؛ بلکه نوعی رخداد هستی‌شناختی است، یعنی افزوده‌شدنِ سطحی تازه از واقعیت به جهان. در عصر پسانسانی، او نشان می‌دهد که ما دیگر سوژه‌های خودمختار مدرن نیستیم، بلکه گره‌هایی در شبکه‌ای از روابط و وابستگی‌ها‌ی کیهانی هستیم. تکنولوژی، حافظه، هوش و ماده همگی در کنش سیاسی شرکت می‌کنند. از این منظر، سیاست به کنش هستی‌شناختی بدل می‌شود: سیاست از این‌منظر یعنی آفرینش فضاهایی که در آن جهان بتواند افق‌های خود را چندباره آشکار کند.بنابراین، جستار بنسوسان فراخوانی نظری است برای عبور از سیاستِ بازنمایی به سیاستِ حضور در سطحی کیهانی؛ از جهانِ انسان‌محور به جهانِ پُلی‌فونیک(چندصدایی)، از نهاد‌های غالب کلان‌سیاسی به جریان‌های عمیق‌تر و سرنوشت‌شاز کیهان‌سیاسی. او از ما می‌خواهد در این احزاب کیهانی مشارکت کنیم، نه از این منظر که سیاست بازنمایی کلان‌سیاسی را با مفاهیمی دیگر پی بگیریم بلکه از این منظر که احزابی که در این جستار بدان‌ها پرداخته می‌شوند، هرکدام عرصه‌ی را می‌گشایند که افق‌های کیهانی را ترسیم می‌کند که زمان ادواری و فضای تاریخی را به یکدیگر گره می‌زنند. از این حیث ائتلاف‌های کیهانی میان این احزاب با گرایش چپ عمده‌ترین پس‌زمینه‌ی است که بنسوسان آن را نظرورزی می‌کند تا بتواند تلاقی‌گاهی فراهم‌سازد که با فرخوانی به هم‌دستی، جهت‌های کیهانی متفاوت این احزاب را با یک افق نظری واحد درآمیزد که تاثیر ائتلافِ کیهانی عظیم‌تری به‌منظور واژگونی کاپیتالیسم متاخر را در خودش داراست.